کد خبر 8243
۳۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۲:۴۸

یادداشت؛

تشبیه جمهوری اسلامی به بنی امیه، مغالطه‌ای غیر منصفانه

تشبیه جمهوری اسلامی به بنی امیه، مغالطه‌ای غیر منصفانه

با افراشته شدن پرچم های عزای سید و سالار شهیدان رنگ وبوی همه جا حسینی می شود و جذبه مغناطیس حسین بن علی علیه السلام همه پاک طینتان عالم را جذب خود می کند و همین مسئله موجب می شود تا برخی از مدعیان سیاست ورزی نیز با لطایف الحیل مقاصد نامیمون سیاسی خود را با ادبیات حسینی در معرض گوش و چشم مردم قرار دهند.

به گزارش نمایندگان ما، علی شعبانی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی درباره قیاس حکومت یزید با نظام اسلامی و مقایسه پیروان و مطیعان امر ولایت با پیروان یزید و ابن زیاد مینویسد:

بسم الله الرحمن الرحیم

کار پاکان را قیاس از خود مگیر                       گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر

با افراشته شدن پرچم های عزای سید و سالار شهیدان رنگ وبوی همه جا حسینی می شود و جذبه مغناطیس حسین بن علی علیه السلام همه پاک طینتان عالم را جذب خود می کند و همین مسئله موجب می شود تا برخی از مدعیان سیاست ورزی نیز با لطایف الحیل مقاصد نامیمون سیاسی خود را با ادبیات حسینی در معرض گوش و چشم مردم قرار دهند.

 یکی از اقدامات واقعا ناجوانمردانه برخی از این قماشی که وصفشان آمد، قیاس حکومت یزید با نظام اسلامی و مقایسه پیروان و مطیعان امر ولایت با پیروان یزید و ابن زیاد بود.

در مطالب منتشر شده از سوی معارضین  دو مقایسه و یا دوتشبیه مهم اصلی انجام گرفت:

۱- مقایسه یا تشبیه نظام اسلامی با حکومت یزید وامویان

۲- تشبیه یا مقایسه معارضین و مخالفین نظام اسلامی با سید الشهدا و اصحابش.

 این دو ادعا استفاده از قیاس (در علم منطق) و یا تشبیه (در صنابع ادبی) است که در هر دو صورت رد این آنها قابل اثبات است.

 اگر ادعای معارضین و معاندین و بی انصافها و دریده گویان را از جنس قیاس بدانیم، در ابتدا باید تعریف قیاس ارائه شود تا مشخص گردد که این قیاس درست بوده و یا بر پایه غلطی استوار است.

تعریف قیاس :

«تمثیل یا همان قیاس در علم منطق، انتقال حکم یک موضوع به موضوع دیگر به دلیل وجود شباهت کامل بین آن دو می باشد.»

اما اگر حربه معارضین در این همانی جمهوری اسلامی با حکومت یزید را از جنس تشبیه بدانیم. باید دانست که تشبیه در صنایع ادبی چهار رکن دارد که عبارتند از : مشبه – مشبه به. وجه شبه و ادات تشبیه. که مهمترین رکن تشبیه همان وجه تشبیه است (یعنی شباهتهای های دو شیِ یا دو موضوع و رخداد) که اگر شباهت ها را تعمیم بدهند و یا آنرا از مسائل غیر واقعی انتخاب کنند تشبیه به مغالطه تبدیل می شود

بنابر این تعریف مشترکی که اکثر علمای منطق ارائه نموده اند باید شباهت کاملی بین حکومت یزید و حکومت جمهوری اسلامی وجود داشته باشد. آیا چنین است؟ آیا در نظام جمهوری اسلامی همچون یزیدی قرار دارد؟ رفتار این نظام با مخالفین چه شبعاتی به رفتار یزید و ابن زیاد دارد؟ در حالی که این نظام مخالفینی نظیر میر حسین موسوی که قصد براندازی داشتند را تحمل می کند؟ آیا خانواده مخالفین جمهوری اسلامی به اسارت برده شده اند و گوشواره از گوش آنها کشیدند و چادر از سرشان کشیدند؟

در این کشور رهبر عالی آن جلسات تلاوت قرآن تشکیل می دهد و بر لبان قاری قرآن بوسه می زند و یزید بر لبان پسر پیامبر که قرآن تلاوت می کرد، چوب خیزران زد. نظام اسلامی با دریده گویان چه برخوردی کرد در حالی که ابن زیاد اکثر مخالفان خود را در همان ابتدای حکومتش بر کوفه بدار کشید(از میثم تمار و مسلم بن عقیل و هانی بن عروه گرفته تا عبیدالله همدانی و عبیدالله کندی و عباس بن جعده و ...)

حکومت اموی به رأی مردم کوفه اعتنا نکرد و در حالی که ۱۸۰۰۰ نامه برای سیدالشهدا  نوشتند اما جمهوری اسلامی با بیش از چهل انتخابات یشترین توجه را به رأی مردم داشته است.

یزید به مفاد قرارداد و یا قانون بین پدرش معاویه و امام حسن علیه السلام پایبند نبود در حالی که جمهوری اسلامی بارها به دلیل قانونی بودن حضور یک مسئول ناتوان و بی عرضه که قانونا رأی مردم را داشته او را تا پایان دوره اش تحمل می کند؟

بنابر این قیاسی که انجام داده اید مغالطه، تمثیل ناروا یا قیاس مع‌الفارق (به انگلیسی: False analogy یا Argument from analogy) است که اینگونه تعریف شده است : "مغالطه وقتی اتفاق می افتد که فرد در هنگام استدلال از شباهت‌های آشکار و مشخص دو چیز به یکدیگر، شباهت‌های دیگری را نتیجه‌گیری کند در حالیکه این شباهت‌ها نامعلوم بوده و نیاز به بررسی و اثبات دارند. "  مقایسه نادرست یعنی سرایت حکم یک امر به امر دیگر بدون آن که شباهت کاملی میان آن‌ها وجود داشته باشد.

قیاس دیگری که در نوشته این قایان مطرح شده است، القای مشکل مشترک پیروان ولایت  است. آنها دشمنان امام حسین علیه السلام را کسانی معرفی کرده اند که به واسطه امر مقدسی(تبعیت از ولایت) با دستور یزید مقابل امام حسین ایستادند در حالی که این قیاس نیز قیاس مع الفارق و مغالطه است چرا که :

 اولا همین مردم کوفه در حالی که یزید فرمانروای بلاد مسلمین بود، با نامه های متعددی که به ۱۸۰۰۰ نامه هم اشاره شده است، از امام حسین علیه السلام درخواست کردند تا امر حکومت آنها را بپذیرد. لذا اگر همه تابع یزید بودند چرا این همه نامه نوشتند؟

ثانیا برخی از سران لشکر عمر سعد از جمله خود عمر سعد از جمله افرادی بودند که امام حسین را به کوفه دعوت کردند. بنابر این تبعیت پذیری آنها از ولی امرشان یزید آنهم از روی انگیزه های دینی درست نیست و عوامل دیکری در تاریخ برای بیعت آنها با ابن زیاد و یزید نقل شده(که عمدتا یا تهدید بوده و یا تطمیع). البته عده ای از عوام نیز تحت تأثیر عملیات روانی گسترده این زیاد و اطرافیانش تحمیر شده و با انگیزه مقابله با کسی که علیه یزید (به عنوان امیرالمومنین) قیام کرده به میدان آمده اند

تشبیه دیگری که در نوشته های فوق الذکر به آن اشاره شده بود، مقایسه اصحاب امام حسین علیه السلام در تقابل با یزید و ابن زیاد از یک سو و مقابله معرضین با جمهوری اسلامی از سوی دیگر بود. این مقایسه یا تشبیه هم فاقد منطق و البته ظالمانه است. اگر معارضین جمهوری اسلامی همچون سیدالشهدا و اصحاب او هستند، چرا خیمه و پرچم عزای آن حضرت را در عاشورای ۸۸ به آتش کشیدند؟ چرا آقای گنجی مبارزه بین لشگر عمرسعد و امام حسین را ناشی از کینه های جنگ بدر و ... می داند(مقاله "خون به خون شستن محال آمد" را یادتان هست؟) و اساسا چه نسبتی بین معارضین جمهوری اسلامی با اهداف و آرمانهای سیدالشهدا هست؟ آیا امام حسین بخاطر ارزشهای فراموش شده در سیره جدش قیام نفرمود؟ همان ارزشهایی که معارضین نظام جمهوری اسلامی نیز در پی محو آن و تثبیت ارزشهای منحط غربی هستند؟ آیا زنان و کودکان سیدالشهدا برای حفظ حجاب که شما به دنبال حذف آن هستید، با آستینهای خود تلاش نمی کردند؟  آیا معارضه شما با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی که منبعث از شور و شعور نهضت حسینی است و تقابلتان با امامین انقلاب را می توان با جهاد بی نظیر حسین بن علی و اصحابش مقابسه نمود؟

در پایان به یک روایت و یک حکایت در تکمیل این یادداشت بسنده می شود:

روایت :

امام صادق (ع) به ابی حنیفه فرمودند: «یا نعمان ایاک و القیاس فانّ ابی حدثنی عن آبائه انّ رسول الله (ص) قال من قاس شیئأٌ من الدین برأیه قرنه الله مع ابلیس فی النار فانّ اول من قاس ابلیس؛ ای نعمان از قیاس دور و برحذر باش، همانا پدرم از پدران خود از رسول الله(ص) نقل نمودند که آن حضرت فرمودند: هر شخصی، چیزی از دین را به حکم و رأی خود قیاس کند خداوند او را با شیطان محشور نماید و در آتش نزد ابلیس خواهد بود زیرا اولین شخصی که قیاس کرد، شیطان بود» وسائل اشیعه، حر عاملی، ج ۲۷، ص ۴

حکایت :

مولانا در دفتر اول مثنوی معنوی به  داستان بقال و طوطی او اشاره می کند که یک روز در غیاب بقال شیشه های روغن و اجناس دیگر را در مغازهبه زمین می ریزد و می شکند. ملامت و سرزنش یا زدن بر سر طوطی توسط صاحب مغازه موجب ریزش موهای طوطی و حرف نزدنش می شود، تا اینکه یک روز درویشی به مغازه می آید و طوطی پس از هفته ها سکوت، می پرسد: «ای درویش، تو هم شیشه روغن شکسته ای که کچل شده ای؟ »

مولانا به زیبایی در مورد انسان های ظاهر بین و کسانی که مقایسه های بیجا انجام می دهند صحبت کرده و سعی می کند که این دسته از انسانها را به وسیله این حکایت هوشیار کند و ادامه می دهد:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر                           گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر

جمله عالم زین سبب گمراه شد                          کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

همسری با انبیا برداشتند                                   اولیا را همچو خود پنداشتند

گفته: اینک ما بشر، ایشان بشر                          ما و ایشان بستة خوابیم و خور

این ندانستند ایشان از عمی                              هست فرقی در میان، بی منتها

در ادامه مولانا چند مقایسه غلط دیگر را مثال می زند

هردو گون زنبور خوردند از محل                        لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

هر دو گون آهو گیا خوردند و آب                      زین یکی سرگین شد و ز آن مشک ناب

هر دو نی خوردند از یک آبخور                          این یکی خالی و آن دیگر شکر

صد هزاران زین چنین اشباه بین                       فرق شان هفتاد ساله راه بین

این خورد گردد پلیدی زو جدا                             آن خورد گردد همه نور خدا

این خورد زاید همه بخل و حسد                         آن خورد، زاید همه عشق احد

این زمین پاک و آن شوره است و بد                   این فرشته پاک و آن دیو است و دد

انتهای پیام

کد خبر 8243

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =